سايه هاي زندگي

 
 
ساعت ۱۱:٠٠ ‎ب.ظ روز ۱۳۸٢/٤/٢٢ 

این روزها کمی خوبم، کمی بدم، هی یه حس میاد سراغم و من هی میخوام این حس رو از خودم دور کنم، نمیدونم با این حس ها چیکار کنم، که دیگه هیچوقت نیاد سراغم... بشدت از دستشون کلافه شدم و یه جورای هم ازشون ممنونم دارن من رو محکم تر و مقاومتر از گذشته میکنند...!

----------------------------------------------------------------------------------------------------------

میدونی چی خدا جون، بهت قبلا هم گفته بودم، من بنده پر توقعی هستم، اگه سلام میدم حتما منتظر جواب سلام می مونم، اگه قدم بر میدارم، منتظرقدم بدی از طرف تو هستم... و من الان بشدت نیاز دارم که تو بغلم کنی و من با تمام وجود حس ات کنم...!


کلمات کلیدی: