سايه هاي زندگي

 
مادر
ساعت ۱٢:٠٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۱٥ 

امشب مامان از تهران برگشتن . مامان از کلیپی برامون تعریف کردن  که شوهر خواهرم زحمتش کشیده بود و تمامی تصاویر مامان از ارشیو پیدا کرده بود و با اهنگی که مامان دوست داشتن میکس کرده بود چون صفحه مبایل مامان کوچیک بود ریختم تو مبایلم کلیپ پلی کردم اهنگ لیلا درو واکن مویم از یه گروه که مامان اجرای زنده اش رو دیده بودن و خیلی دوست داشتن  شروع میشد و با فیلمی از مامان استارت میخورد و بعد هم یکی یکی تمام عکسهای مامان خنده هاشون  نگاهاشون و .... ناگهان اشکام جاری شد ... دردی تمام وجودم فرا گرفت به این فکر میکردم نکنه یه روزی این کلیپو ببینم ونفسهای مامان کنارم حس نکنم نکنه این اشکا شبیه گریه های اون موقع باشه .... دلم به حالم خودم هم میسوخت ...حس غریبی که موقع نبود بابا برام پیش میاد اومده بود سراغم ... هنوز تو این سن نتونستم خلا بابا رو باور کنم و حالا  نمیتونستم جلو اشکام  بگیرم که مامان متوجه شدن و شروع کردم به گریه و خندیدن درهم ...

اون  همه سال و روز از جلوی چشام رد شد .مامان تمام سالهای زندگیش به پای من و خواهر و دو برادرم ریخت از تمام لذتهای زندگیش گذشت بی یار و یاور ،بدون هیچ همراهی، با سختی مارو بزرگ کرد .توی چهره مامان درد همه این سالها رو میشه خط به خط خوند.

میدونم مامان هرکاری برات بکنم کمه میدونم داداشای بزرگوارم کم نزاشتن میدونم تو اینقدر خوبی و بزرگ که نمیتونیم تمام خوبیهات جبران کنیم فقط تنهامون نزار .... همیشه این سایه پرمهرت برسرمون نگه دار ... میدونم نمیشه ولی خدایا من توانش ندارم ببینم به من صبر بده از همین حالا و یا عمرم کوتاهتر از مامان کن....

.......

شوهر خواهر مهربونم زحمت کشیده بود تو ارشیو تصاویرش تک تک تصاویر مامان پیدا کرده بود و کنار هم میکس کرده بود روح مهربونش تو کلیپ دمیده بود و محبتش به مامان بی دریغ نشون داده بود . هر چند که ماها کم گذاشتیم برای مامان ولی خوشحالم که این ادمای مهربون تو زندگیش داره

....................................................................

برای بستن قرار داد پشتیبانی با شرکتی اژانس گرفتم در راه  باخودم فکر میکردم چه مطالبی را برای پشتیبانی سایت  اعلام کنم که بتونم تاثیر گذارتر عمل کنم در حالی که به سئو و امنیت فکر میکردم تلفن راننده زنگ زد و شروع کرد مثل بلبل به انگلیسی صحبت کردن  متو جه شدم مخاطبش مسافرش هست. تلفنش که قطع شد از شدت کنجکاوری سوال کردم  مسافر خارجی دارین؟ گفت بله چون مسلط به زبان انگلیسی هستم مسافرهای زیادی دارم و پول خوبی از این راه در میارم.  با خودم به این موضوع فکر میکردم  که داشتن یه مهارت خاص شاید حتی ساده میتونه تو موقعیت شغلی ما
تاثیر خاصی بزاره  و نسبت به دیگران در جایگاه متفاوتی قرار بده خلاصه بجنبین تو هر زمینه ای هستین توانایی و مهارت خاصی پیدا کنید تا شرایط کار بهتری نصیبتون بشه

توصیه میکنم این مطلب رو هم حتما  بخونید: مرغابی یا عقاب؟کدام میخواهید باشید؟

........................................................................................................

این روزها دست دلم به کار نمیره  کاراهای نیمه و عقب افتاده یه تکونی دارم به خودم  و دلم میدم ...

For the rest of my life اهنگی که این روزها گوش میدم...از ماهر زین  خواننده لبنانی

.....................................................................

نتونستم سفرنامه ای برای کربلا بنویسم همه تصاویر و نگاه میکنم و خاطراتش در دل مرور میکنم اما یارای نوشتن  و اوردنش بر این صفحات ندارم من کوچکتر از اون همه بزرگی  و ...

..................................................................................................................

تصویر از وبلاگ دوست گرامی ایران آباد درج کردم....(فیلم مادر ساخته علی حاتمی)


کلمات کلیدی: