سايه هاي زندگي

 
اینجا محل کار است یا مسجد!!!
ساعت ۱٠:٤٧ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۱٠/٧ 

امام رضا علیه السلام فرمود : اگر گفته شود چرا جماعت مقرر شده است؟ گفته می شود برای اینکه اخلاص و توحید و اسلام و عبادت خداوند ، ظاهر و مشکوف و هویداست . زیرا ظاهر کردن آن دلیل و حجتی است بر اهل شرق و غرب و جماعت موجب تشویق بر نیکوکاری و تقوا و دوری از گناهان بسیاری است .(١)

تصویر زیر محل اقامه نماز ظهر هر روز در یک شرکت خصوصی در مشهد میباشد . وقتی دیروز در هنگام نماز ظهر به شرکت رفته  بودم دیدم فرشی وسط محل کار پهن شد و همه کارمندان وضو گرفته و جانماز گستردند و اماده شدند که  دلهایشان را به سوی معبودشان پرواز دهند حس قشنگی بود لای این زندگی شلوغ و دغدغه های بیشمار بتوانی گریزی بزنی و نماز اول وقت ان هم با جماعت برگزار کنی !

نانشان پربرکت و رزویشان فراوان

و صدای زنگ تلفنهایی که غافل از هنگام نماز مینواختند...

 

(١) - علل الشرایع ج 1 ص 249 - عیون الاخبار ج 2 ص 109 -بحار، همان .

در ادامه بخوانید


..............................................................................................................
از خود نوشت: داشتن یک هدف کوچک خیلی زندگی آدم را عوض می کنه نسبت به بی هدفی! لذا بی هدف نخواهم زیست زین پس!! هدف بلند مدت٢ ساله من! ... (برای یاداوری به خودم)

سفر به کیش رویداد این ماه بود که با مدت کمش خیلی دلچسب بود اتشهای شبانه عماد و عرفان و دوچرخه سواری خانوادگی دور جزیره ...خوشحالم که سفر مجردی قبل رو کنسل کردم هیچ لذتی بالاتر از کنار خانواده بودن نیست

این روزها فهمیدم  کسانی هم هستند که غرب و فرهنگ غرب را از توی کتابهای اموزشگاههای زبان یاد میگیرند و به قدری جو زده میشوند که وقتی تو کلاس زبان قرار میگیرند(مخصوصا کلاسهای کیش سجاد) حس میکنند از غرب اروپا به افغانستان سفر کرده اند و از زمین و زمان کشورشان گله میکنند و با خجالت درباره اش صحبت میکنند!!!
امان از بی جنبگی
من افتخار میکنم به سرزمینم به مردمان با فرهنگ و باشعورش ...

کتاب چهل سالگی ناهید طباطبایی را میخوانم حس میکنم شاید در چهل سالگی من به جای هرمز باشم عاشق کارم خوشحالم به جای ناهید نیستم نمیدانم اگر هرمز از چهل سالگیش میخواست بنویسد چی میگفت! دوست دارم فیلمش را هم ببینم به زودی انشالله
از متن کتاب :  چقدر دوستش داشتم ، چقدر مثل هم بودیم ، اما گذشت، این همه سال  اصلا به نظر نمی‌آید که او حتی لحظه‌ای به فکر من بوده. عاشق کارش است. ای کاش من هم عاشق چیزی بودم،  عاشق چیزی که فقط و فقط مال خودم باشد، عاشق یک کار، مثل هرمز، یک عشق مطمئن،  عشق به چیزی که به عواطفتت جواب بدهد، نگران آن نباشی که پَسِت بزند، یا کمتر دوستت داشته باشد، یا ته بکشد، چقدر پیر شدم، چقدر پیر شده، موهایش سفید شده، اما دست‌هایش همان دست‌ها هستند.

راستی به زودی گلکسی تبلت سامسونگ میخرم و پستی درباره اش میزنم فعلا در حال جمع اوری اطلاعات هستم

و بشنوید از تفریحات گروهی در سرزمینها ی دور !  در سایتی به نام Improv Everywhereبا گروهی آشنا شدم که از طریق جامعه های مجازی مثل فیلکر و فیس بوک با هم قرار میگذارند و برنامه های خاصی را به صورت دست جمعی اجرا میکنند اما این کارهای از نوع عجیب غریب و برخلاف عرف جامعه است
مثلا بدون شلوار در مترو حاضر شدن که 11 ژانویه قرار است در مترو برگزار شود در ادامه مطلب تصاویر را ببینید
فیلمهای این کارها به نام فلش موب در اینترنت  پخش شده است که در فیس بوک میتوایند ببینید بگذریم از بعضی از حرکات غیر عرف و ناشایست  این گروه اما من کلن با شادی ها گروهی موافقم شادی خاصی را همراه دارد اما در ایران همه ترجیح میدهند تنهایی تفریح کنند.
لینک یکی از کارهای این گروه که به صورت گروهی در سالن فرودگاه هیتروی لند حاضر شدند و بدون هیچ الات موسیقی اقدام به خواندن اواز کردند  لینک دانلود


کلمات کلیدی: