سايه هاي زندگي

 
من و کار درخانه !!!!!!!!!!!!!
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ب.ظ روز ۱۳۸۸/٧/۱٩ 

عرفان املاداره

عماد باید برگه  اش خونده بشه کلافه
تلفن زنگ میزنه از شرکت میگن ایمیلهامون درست کنید
ساعت 8  تلفن زنگ میزنه شرکت دیگه میگه خبر جدید بالای سایت بزارین
تلفن زنگ میزنه طرح جدید میخوان
تلفن زنگ میزنه مامان میگه بیا بریم بانک
تلفن زنگ میزنه ذکیه میخواد دردل کنه و از ماشینی که خریده و پلاک نشده و از وضعیت نفیسه بگه زا زنگهای نزده من و کلی شکایت و گله که شرمنده میشم پیشش
تلفن زنگ میزنه همسایه قدیم با همون دهان گرم کسی غیر شهره نیست!
ظرفها هم در همین گفتگوی گرم از کریستال و مد روز و مسائل خاله زنکی  شسته میشود!!نیشخند
اس ام اس معصومه است میگه یوزر پس ادمین بده
مهدی بیز میزنه میگه بیام ایران میکشمت سایتم تکمیل نشده... زنگ نزدی به موید!استرس
عاطف دستش طلا فلش برام فرستاده باید دانلود کنم
عماد و عرفان دارن دعوا میکنن
ناهار چرا پخته نمیشه
سمانه دختر همسایه پایین اومده میگه شرکت امید میگن بریم برای بستن پکیج تور مسافرتی
اوه سارینا انلاینه میگه فاطیما بیا ویس ابله
عرفان برنامه ات درست کن بزار تو کیفت
عماد الان سرویس میاد برو دستشویی
وای عصرونه براشون نزاشتم
اه ساعت 11 شد
ناهار بالاخره پخته شد
زود بخورین مدرسه دیر شد
زندگی عجب جریانی دارددددددددددددددددددددددددددخمیازه
...................
با اینکه کار خونه در کنار فعالیت دیگه ای در منزل که به عنوان کار تلقی میشود خیلی سخته
اما باز بهتر از نبودن در منزل برای یک زن هست.
چون اینطوری میشه همه چیو کم و بیش با هم  رسیدگی کرد اما حضور نداشتن در خانه ضربه بیشتری را به فضای خانه خانواده وارد میکند.
دیروز تازه فهمیدم عجب موقعیت خوبی دارم وقتی دوست دوران دبیرستانم که چند سالی است دبیر ریاضی فیزیک دبیرستان است از مشکلاتش برام گفت و اینکه
و بعد زایمانش مرخصیش روبه اتمام هست و با ناراحتی به کارش فکر میکرد و اینکه نمیتونه کنار بچه هاش باشه و همه چی زندگیش به هم میخوره

خدا روشکر کردم
به خاطر موقعیتی که دارم همه اون دردسرهای بالا هم به جون دل میخرم
اینم یه نوع زندگی هست دیگه!!

لینک مفید: زن گاهی خانه دار گاهی اجتماعی


کلمات کلیدی: