سايه هاي زندگي

 
سفر به سرزمینی نغز به نام ((تاجیسکتان))
ساعت ۸:٠٤ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٧/٧/٢۳ 

 

چند پیش سفر به تاجیکستان کشوری که نقطه به نقطه آن رنگ و بوی ایران را داشت قسمتمان شد.

کشوری با درختهای سر به فلک کشیده مردمانی خوشرو با لباسهای شاد و بیشتر محلی مردانی پاک وزنانی پرکار و رودخانه هایی پرآب .

ساختمانها هم متعلق به دوران روسیه کمونیسیتی و خیلی شبیه به تهران قدیم خودمان.از همه جای صدای موسیقی ایرانی به گوش میرسید . مجسمه هایی وتندیسهای شاعران بزرگ و آرامگاه های رجال ادبی تاجیک بسیار دیدنی بود  و بازارهای گرم وشلوغ که در آخر بی سامانت میکردند (سامان پول رایج تاجیک) دیدنی تربود!!!

بقیه  تصاویر در ادامه مطلب...

رودخانه ورز آب شهر دوشنبه

.....................

آهنگ زمینه وبلاگ با صدای آرش کمانگیری

تصنیف «آواز سکوت»

به سراغ من اگر می‌آیی،
ای دوست!
بگو تا خبر کنم یاران را
ابر را، باد را، باران را

فرشی از بوی باران
زیر پایت خواهم انداخت
نغمه‌ای همچو شبنم،
نو خواهم ساخت

در این شلوغی پر دروغ
برایم سکوت بیاور
که هیچ فریادی،
نیست از آن رساتر

برایم لبخندی بیاور
که ازچهره‌ی شهر من
گم گشت
برایم خورشیدی بیاور
که مهر بارد بر این دشت..
.


کلمات کلیدی: